عبدالله مستوفى
402
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
چنين معاملهاى هم اصلا اتفاق نيفتاده بوده ، و چنين سندى هم از خوشتاريا نداشته است . چنان كه ، جز اين يك دفعه كه جواب منطقى ايران را كه چيزى نظير جواب برفيق رتشتين بود شنيد ، ديگر هيچ حرف اين معامله را هم نزد ، ولى از همين تمسك بدستآويز پوچ پيدا بود كه تا بتواند نخواهد گذاشت اين معامله سربگيرد . انكلسمها در رفتند چنانكه وقتى خودشان هم حساب كار را كرده و دانستند كه اين ورقپارهء خوشتاريا ، از قرارداد كرزن و وثوق الدوله كه با آن همه پشت هماندازى نتوانسته بودند ، به حلق ايرانيها فرو برند ، محكمتر نيست از بايع صرفنظر كرده ، و به مشترى يعنى استاندارد اويل پرداختند ! يك چند خواستند با اين كمپانى شركت كنند « 1 » ، از اين قسمت كه مأيوس شدند به كار ديگرى دست زده و بوسايلى كه در دست داشتند ، كمپانى آمريكائى را از اين معامله پشيمان كردند . بر اثر همين قماش اقدامات انگليسها بود ، كه باقى اوقات اين كابينهء قوام السلطنه و سه چهار ماههء كابينهء مشير الدوله ، و چند ماهى از كابينهء دوم قوام السلطنه ، صرف مذاكره و چگونگى اجراى مادهء چهار اين قانون شد ، و به جائى نرسيد . در اين ضمن بوى نفت نمايندهء كمپانى سينكلر آمريكائى را هم بايران فرستاد . قوام السلطنه ، در كابينهء دوم خود مادهء واحدهاى ، در تفسير مادهء اول قرارداد ، از مجلس گذرانده و تخصيص « استاندارد اويل » را به تعميم و يا « هر كمپانى آمريكائى » ديگر اصلاح كرد ، و با وجود توليد رقابت بين دو كمپانى هم نتوانست اين انكلسمها « 2 » را بختم معامله وادار كند و اين كار تا كابينهء دوم سردار - سپه طول كشيد . شايد از طرف بعضى از وكلاى مجلس هم كه خودسرانه وارد معركه شده بودند ، اخلالهائى به عمل آمد ، و پولهائى از آنها خواستند . در اين ضمنها واقعهء ماژورايمبرى هم اتفاق افتاد ، و در هرحال معامله سرنگرفت و به نتيجه نرسيد ، و سروصداى آن هم افتاد . عقيدهء من راجع بآتيهء نفت شمال دو سال قبل ، پيش از آمدن كافتاراتزه بتهران ، و در آمدن سرو صداى ذى نظرى روسيه نسبت به نفت شمال ايران ، شبى در باشگاه افسران ، بعروسى وعده داشتم ، در ضمن گردش با وزيرپيشه و هنر آنوقت مصادف شدم ، و بدعوت ايشان در گوشهء يكى از اطاقها نشسته ، مشغول صحبت شديم . جناب وزير عقيدهء مرا راجع به نفت
--> ( 1 ) - استاندارد اويل را واداشتند ، تقاضا كند كه شرط واگذارى به غير را مجلس ملغا نمايد . دولت ايران به اين عمو سام حالى كرد كه اگر دولت ميخواست شما با كس ديگر شريك شويد ، لامحاله عدم اجراى آن را مستلزم الغاى قرارداد ، قرار نميداد . ( 2 ) - « انكل » در فرانسه عمو و انگليسها آن را uncle تلفظ كرده و به همان معنى استعمال ميكنند « سم » همان سام اسم سام بن نوح است كه جد رستم پهلوان افسانهاى هم به همين اسم موسوم بوده ، بنابراين ترجمهء انكلسم ( عمو سام ) مىباشد . اين اصطلاح مثل پرژاك فرانسه و جامبول انگليسى براى آمريكائيها اسم عام شده است و بيشتر در مواردى كه مثل مورد متن شخص آمريكائى سادگى و يا زرنگى در كار بروز داده باشد استعمال مىشود . دد فارسى هم اهالى آذربايجان را با همين كنايه كل ( كربلائى ) فتاح يا مشهد ( مشهدى ) ستار ميخوانند .